♥♥هرمس نامه♥♥
نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 1 آبان 1392برچسب:, توسط سبحان |

زن وشوهر جوونی سوار بر موتور سیکلت در دل شب می راندند

.........

اونا از صمبم قلب یکدیگرو دوست داشتند

..........

زن:یواش تر برو من میترسم

!

مرد:نه اینجوری خیلی بهتره

!

زن:خواهش میکنم.من خیتی میترسم

!

مرد:خوب.اما اول باید بگی دوست دارم

......

زن:دوست دارم.حالا میشه یواشتر برونی

.....

مرد:منو محکم بگیر

......

زن:خوب حالامیشه یواش برونی؟

مرد:باشه. به شرط این که کلاه کاست منو برداری وروی سرت بذاری.آخه نمیتونم راحت برونم.اذیتم میکنه

.

.

.

..

.

روز بعد روزنامه ها نوشتند

:

برخورد1موتور سیکلت با ساختمونی حادثه افرید

.

.

.

.

در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد.یکی از دو سر نشین زنده مونده ودیگری درگذشت

.....

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. بس بدون این که زن را مطلع کندبا ترفند کلاه کاست خود را بر سر او گذاشت و.خواست برای اخرین بار دوست دارم رو از زبون او بشنود وخودش رفت تا او زنده بماند

.......



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.